
اللهم صل علی علی بن موسی الرضا المرتضی، الامام التقی النقی و حجتک علی من فوق الارض و من تحت الثری، الصدیق الشهید، صلاه کثیره تامه زاکیه متواصله متواتره مترادفه کافضل ما صلیت علی احد من اولیائک. (صلوات خاصه)
+
نوشته شده در چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 10:16 توسط اسی
|
+
نوشته شده در سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت 9:28 توسط اسی
|

روزها فکر من اینست و همه شب سخنم * * * که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
از کجا آمده ام، آمدنم بهر چه بود؟ * * * به کجا میروم؟ آخر ننمایی وطنم
مانده ام سخت عجب، کز چه سبب ساخت مرا * * * یا چه بوده است مراد وی ازین ساختنم
جان که از عالم علوی است، یقین میدانم * * * رخت خود باز برآنم که همانجا فکنم
مرغ باغ ملکوتم، نیم از عالم خاک * * * دو سه روزی قفسی ساخته اند از بدنم
ای خوش آنروز که پرواز کنم تا بر دوست * * * به هوای سر کویش، پر و بالی بزنم
کیست در گوش که او میشنود آوازم؟ * * * یا کدامست سخن می نهد اندر دهنم؟
کیست در دیده که از دیده برون مینگرد؟ * * * یا چه جان است، نگویی، که منش پیرهنم؟
به تحقیق مرا منزل و ره ننمایی * * * یک دم آرام نگیرم، نفسی دم نزنم
می وصلم بچشان، تا در زندان ابد * * * از سرعربده مستانه به هم در شکنم
من به خود نامدم اینجا، که به خود باز روم * * * آنکه آورد مرا، باز برد در وطنم
تو مپندار که من شعر به خود میگویم * * * تا که هشیارم و بیدار، یکی دم نزنم
شمس تبریز، اگر روی به من بنمایی * * * والله این قالب مردار، به هم در شکنم
مولانا
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت 11:0 توسط اسی
|

*به خدای کعبه رستگار شدم *
شهادت مولای متقیان ، امیر مومنان
حضرت علی ع
را به تمامی مسلمین عالم تسلیت می گوییم.
+
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 18:46 توسط اسی
|
سلام
۹آذر روز اهداء خون در تقويم ثبت شده است
اما ما مردم عسلويه در حسرت دادن حتي يك قطره خون هستند نه اينكه يك پايگاه انتقال خون اينجا وجود ندارد بلكه حتي هم اگر به مجهز ترين آنها مراجعه شود با فهميدن اينكه ساكن شهر عسلويه هستيم يك قطره هم از ما گرفته نمي شود و دليل آنها اين است كه شما در منطقه اي آلوده به انواع آلودگي هاي شيميايي و سمي پالايشگاه هاي گاز و بخصوص پتروشيمي زندگي ميكنيد.
خدا به داد ما برسد كه داريم در چنين هوايي با اين آلودگي ها زندگي مي كنيم با اين وجود هيچ يك از مسئولان دراين رابطه حاضر به توضيح نيستند و حتي از كمترين اطلاع رساني هم دريغ مي كنند.
علاوه بر اين اگر آلودگي هايي اين روز ها تقريبا همه روزه گرد و غبار هايي كه از كشور هاي همسايه غربي وارد كشور مي شود به آن اضافه كنيم نور علي النور میشود و به نطر من عمر ما اگر بخواهد ۷۰ سال باشد با اين آلودگيها به ۴۰ سال هم نخواهد رسيد.
+
نوشته شده در پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت 19:2 توسط اسی
|
خواب بودم سخن عشق تو بیدارم کرد
مست بودم تشر قهر تو هوشیارم کرد
یک زمان سر به هوا بودم و از دل غافل
تا کمند غم عشق تو گرفتارم کرد
جان فدای تو که بانگ جرس غافله ات
زنگ هشدار زد خوب خبردارم کرد
میلاد مسعود
امام حسین (ع) امام سجاد (ع) حضرت ابوالفضل العباس (ع
مبارک باد.
+
نوشته شده در شنبه سوم مرداد 1388ساعت 10:7 توسط اسی
|

میلاد با سعادت مولای متقیان امیر مومنان
علی ابن ابیطالب (ع)
مبارکباد.
+
نوشته شده در یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 12:39 توسط اسی
|

معجزه فاطیما در سال 1917 میلادی در شهر فاطیمای کشور پرتغال صورت گرفت . مریم باکره در این شهر بر سه کودک چوپان ظاهر شد و سه راز به این بچه ها گفت . و مضمون اصلی آن ابراز نگرانی بابت روسیه کمونیستی و اخطار برای مجازات الهی بود . بانوی فاطیمای ما تاریخی برای ظهور یک معجزه به بچه ها اعلام کرد و بچه ها همه جا مردم را به گردهم آیی در تاریخ مذکور در مکان فاطیما دعوت می کردند . معجزه بانوی ما چرخاندن و تکان دادن خورشید در آسمان بود .
در برابر دیدگان متحیر هفتاد هزار نفر در منطقه کوا دا ایرای فاطیما ابرهای سیاه کنار رقته و قرص خورشید همچون سکه نقره ای گرفته ظاهر شد و شروع به ارتعاشات غیر عادی و رقصیدن کرد و بعد مثل اینکه بخواهد خودش را بر سر جمعیت فرو افکند چند بار به زمین نزدیک و دوباره بالا رفت هفتاد هزار نفر معجزه فاطیما را به عینه دیدند .
از سه کودک به جا مانده از فاطیما دو نفر چند سال بعد از معجزه فاطیما از دنیا رفتند. جایی که مادر آسمانی به انها وعده داده بود . و سومین آنها تا سن 97 سالگی زندگی کرد و در اواخر سال 1383 هجری به دو دوست کوچک خود و مریم باکره پیوست .
گفتنی است که ادله بسیار زیادی وجود دارد که بانویی که در شهر قاطیما ظاهر شده حضرت مریم نبوده بلکه خضرت فاطمه زهرا س بوده است کافیست جمله ارتباط فاطیما با حضرت زهرا (س) را در گوگل جستجو کنید تا بتوانید این حقیقت را بدانید.
+
نوشته شده در چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 20:1 توسط اسی
|

بسمه تعالي
"فاطمة بضعة مني" فاطمه پاره تن من است پيامبر گرامي (ص)
سالروز شهادت يگانه يادگار پيامبر گرامي اسلام حضرت فاطمه (عليها سلام) بر عموم مسلمانان جهان تسليت باد.
+
نوشته شده در دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 9:48 توسط اسی
|

جهت دانلود آهنگ هاي انقلابي کلیک کنید
+
نوشته شده در سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 10:22 توسط اسی
|
اين روزها غزه در خون و آتش است

جهت حمايت از غزه و شركت در انتفاضه مجازي مردم غزه را در دنياي مجازي حمايت كنيد.
انتفاضه مجازي
+
نوشته شده در شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت 8:48 توسط اسی
|
+
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 15:36 توسط اسی
|
+
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 9:39 توسط اسی
|
این شعر را یکی از دوستان برام میل کرده ،گفتم برای شما هم بزارم بی نصیب نمانید امیدوارم خوشتان بیاد.
گمشده
بعد از آن ديوانگي ها اي دريغ
باورم نايد كه عاقل گشته ام
گوييا "او" مرده در من كانچنين
خسته و خاموش و باطل گشته ام
هر دم از آيينه مي پرسم ملول
چيستم ديگر،به چشمت چيستم؟
ليك در آيينه مي بينم كه واي
سايه ايي هم زانچه بودم نيستم
همچو آن رقاصه هندو به ناز
پاي مي كوبم ولي بر گور خويش
وه كه با صد حسرت اين ويرانه را
روشني بخشيده ام از نور خويش
ره نمي جويم به سوي شهرروز
بي گمان در قعر گوري خفته ام
گوهري دارم ولي آن را ز بيم
در دل مردابها بنهفته ام
مي روم...اما نمي پرسم ز خويش
رو كجا؟...منزل كجا؟...مقصود چيست؟
بوسه مي بخشم ولي خود غافلم
كاين دل ديوانه را معبود كيست
او" چو در من مرد،ناگه هر چه بود
در نگاهم حالتي ديگر گرفت
گوييا شب با دو دست سرد خويش
روح بي تاب مرا در بر گرفت
آه...آري...اين منم...اما چه سود
"او" كه در من بود،ديگر نيست،نيست
مي خروشم زير لب ديوانه وار
"او" كه در من بود،آخر كيست،كيست؟
از فروغ فرخزاد
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 18:53 توسط اسی
|
|
روزى يک استاد دانشگاه شاگردان خود را به مباحثه طلبيد. او در کمال اعتماد به نفس از دانشجويانش پرسيد: آيا خداوند همه موجودات را آفريده است؟ يکى از دانشجويان با شجاعت پاسخ داد: بله. استاد پرسيد: هر موجودى را؟ دانشجو جواب داد: بله هر آن چه را که وجود دارد. استاد گفت: در اين صورت اين جمله که خداوند شيطان را هم آفريده، درست است. چرا که شيطان هم وجود دارد. دانشجو نتوانست به اين پرسش پاسخ دهد و ساکت ماند. استاد با حالتى حاکى از احساس خشنودى با خود اين طور انديشيد که بار ديگر توانسته است اثبات کند که ايمان و اعتقادات مذهبى چيزى جز افسانه نيست. در همين حال ناگهان دانشجوى ديگرى دست بلند کرد و پرسيد: استاد آيا سرما وجود دارد؟ استاد پاسخ داد: البته که وجود دارد. آيا تو تا به حال سرما را احساس نکردى؟ دانشجو با کمال احترام پاسخ داد: استاد در واقع سرما وجود ندارد. بر پايه نتايج دستاوردهاى دانش فيزيک، سرما در واقع عبارت است از فقدان کامل يا غيبت کلى گرما. يک شىء را تنها زمانى مىتوان مورد مطالعه قرار داد که انرژى از خود ساطع کند و انرژى هر جسم به صورت گرما ساطع مىشود. بدون گرما اشياء ساکن و فاقد نيروى جنبش هستند و نمىتوانند از خود واکنش نشان دهند. اما سرما وجود ندارد. ما خود واژه سرما را ابداع کردهايم تا پديده فقدان گرما را به کمک آن توصيف کنيم. دانشجو در ادامه پرسيد: تاريکى چطور استاد؟ آيا به نظر شما تاريکى هم وجود دارد؟ استاد پاسخ داد: البته که وجود دارد. دانشجو باز گفت: شما بازهم اشتباه مىکنيد استاد. تاريکى نيز چيزى جز فقدان کامل نور و روشنايى نيست. از نظر فيزيکى مىتوان نور و روشنايى را مورد مطالعه قرار داد اما تاريکى را خير. اگر نور را از منشور عبور دهيم، رنگهاى گوناگونى براساس طول موج امواج نورانى از آن خارج مىشود. تاريکى نيز عبارتى است که ما از آن براى توصيف حالت فقدان نور استفاده مىکنيم. در پايان دانشجو از استاد پرسيد: شيطان چطور؟ آيا شيطان هم وجود دارد؟ خود وى ادامه داد: شيطان نيز بر غيبت خداوند در دل انسانها و حالت دورى از عشق، بخشش و ايمان دلالت دارد. عشق و ايمان همانند نور و حرارت هستند. اين دو وجود دارند و فقدان آنها است که شيطان نام گرفته. اين بار نوبت استاد بود که حرفى براى گفتن نداشته باشد. نام اين دانشجو آلبرت اينشتين بود.
| |
| |
+
نوشته شده در سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 9:41 توسط اسی
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 10:50 توسط اسی
|
.
نظرات شما باعث خوشحالی ماست.

+
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 10:46 توسط اسی
|